۲ اکتبر ۲۰۲۶ – بر اساس گزارش ارائه شده در کنگره آکادمی اروپایی درماتولوژی و ونرولوژی، کاربران آگونیستهای گیرنده GLP-1با نرخ بالاتری از اختلالات ناخن و ریزش مو نسبت به افرادی که این دارو را مصرف نکردهاند، مواجه هستند.
اگرچه ارتباط ریزش مو با داروهای گروه GLP-1 در مطالعات پیشین بهطور فزایندهای مورد توجه قرار گرفته است، اما شواهد نشاندهنده ارتباط این داروها با اختلالات ناخن، یافتهای جدید است. به گفته دکتر Charles Taïeb، استاد اجرایی سیاستگذاری سلامت در Sciences Poپاریس، «تاکنون تغییرات ناخن مرتبط با مصرف آگونیستهای گیرنده GLP-1عمدتاً بر پایه گزارشهای موردی و پراکنده در گزارشهای عوارض جانبی بود؛ اما ما در این مطالعه شاهد یک نشانۀ قوی و همسو در زمینه اختلالات ناخن بودیم.»
پژوهشگران شیوع ریزش مو و اختلالات ناخن را در میان ۵۷۵ کاربر آگونیست گیرنده GLP-1 و ۱۳۲۹ فرد کنترل (بدون سابقه مصرف این دارو) از کشورهای برزیل، فرانسه، مکزیک و ایالات متحده بررسی کردند. تمامی شرکتکنندگان مبتلا به دیابت نوع ۲ و/یا چاقی با شاخص توده بدنی (BMI) ۳۰ کیلوگرم بر متر یا بالاتر بودند.
اختلالات مو و ناخن مورد ارزیابی شامل ریزش موی غیرمعمول، کاهش حجم یا تراکم مو، شوره و اریتم (سرخی) پوست سر، شکنندگی ناخن، دیسکرومیا (تغییر رنگ)، تغییر در ضخامت، اونیکولیز (جداشدگی صفحه ناخن از بستر)، و ایجاد شیار یا خطوط روی ناخن بود. میزان کاهش وزن نیز در یک دوره ۳ ماهه اندازهگیری شد. میانگین مدت زمان درمان با آگونیست گیرنده GLP-1برابر با ۱۸.۵ ماه بود.
جداشدگی و تغییر رنگ ناخن
نتایج نشان داد که گزارش کاهش وزن در طی ۳ ماه در کاربران آگونیست گیرنده GLP-1بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (۷۶.۳٪ در مقابل ۴۷.۳٪؛ P< 0.001). همچنین بیش از ۶۶٪ از کاربران این دارو، حداقل یک اختلال ناخن را طی آن ۳ ماه گزارش کردند، در حالی که این میزان در گروه کنترل ۵۲.۸٪ بود (P< 0.001).
جداشدگی ناخن (Onycholysis) شایعترین اختلال گزارششده بود؛ بهطوری که شیوع آن در گروه مصرفکننده آگونیست گیرنده GLP-1تقریباً هفت برابر بیشتر از گروه کنترل بود (۳۹.۳٪ در مقابل ۸.۷٪؛ OR=6.84؛ P< 0.001). همچنین کاربران این دارو نرخهای بالاتری را در موارد زیر گزارش کردند:
· دیسکرومیا (تغییر رنگ): ۴۵.۶٪ در مقابل ۱۷٪ (P< 0.001)
· اونیکولیز (جداشدگی ناخن): ۴۹.۲٪ در مقابل ۲۹.۷٪ (P< 0.001)
· شکنندگی ناخن: ۵۸.۳٪ در مقابل ۵۱.۱٪ (P=0.005)
· ایجاد شیار یا خطوط روی ناخن: ۴۶.۸٪ در مقابل ۳۱.۸٪ (P< 0.001).
دکتر تائب اظهار داشت: «آنچه بیش از همه ما را شگفتزده کرد، تداوم این تفاوتها در شرکتکنندگانی بود که صرفاً کاهش وزن داشتند؛ این امر نشان میدهد که کاهش وزن بهتنهایی نمیتواند عامل اصلی این تغییرات باشد. همچنین لازم به ذکر است که گروه کنترل از جمعیت عمومی انتخاب نشده بودند، بلکه افرادی با دیابت نوع ۲ و/یا چاقی بودند که هرگز این داروها را مصرف نکرده بودند؛ بنابراین، هر دو گروه دارای زمینه متابولیک مشابهی هستند.»
محققان معتقدند این تغییرات ناخن تحت تأثیر عوامل متعددی است که با درمان آگونیستهای گیرنده GLP-1مرتبط هستند. دکتر تائب افزود: «فرضیه کاری ما این است که ماتریکس ناخن، مانند فولیکول مو، یک ساختار کراتینیشده با بازسازی سریع است و ممکن است به همان تغییرات متابولیک و تغذیهای که با این درمانها همراه است، حساس باشد؛ و احتمالاً اثر مستقیم دارو نیز بر آن افزوده میشود. اینکه کدامیک از این عوامل نقش غالب را دارند و آیا این تغییرات برگشتپذیر هستند یا خیر، دقیقاً همان چیزی است که مطالعه آیندهنگر ما برای پاسخ به آن طراحی شده است.»
دکتر تائب خاطرنشان کرد که با توجه به طراحی مطالعه، یافتهها مؤید این نیستند که درمان با آگونیستهای گیرنده GLP-1علت مستقیم این تغییرات بوده است. در واقع، نیمی از مصرفکنندگان آگونیستهای گیرنده GLP-1پیش از شروع درمان نیز مشکلات ناخن را گزارش کرده بودند. با این حال، پس از تعدیل دادهها بر اساس عارضههای پوستی پیشزمینه و کمبودهای تغذیهای، میزان جداشدگی و تغییر رنگ ناخن در میان مصرفکنندگان آگونیستهای گیرنده GLP-1 همچنان حدود دو تا سه برابر بیشتر از گروه کنترل بود.
ریزش جدید مو
در همان گروه مورد مطالعه، محققان دریافتند که شیوع درگیری مو و پوست سر در گروه آگونیستهای گیرنده GLP-1معادل ۵۰.۴٪ و در گروه کنترل ۳۳.۵٪ بوده است که تفاوتی بیش از ۴ برابر را نشان میدهد (OR =4.49؛; 3.62-5.56P< .001). ریسک تجربۀ ریزش مو که اخیرا آغاز شده در کاربران آگونیستهای گیرنده GLP-1بیش از دو برابر گروه کنترل بود (۲۶.۱٪ در مقابل ۱۱.۶٪؛ OR =2.67؛2.03-3.5؛P< .001). همچنین کاربران این داروها در مقایسه با گروه کنترل، احتمال بیشتری داشت که کاهش حجم یا تراکم مو (۴۲.۴٪ در مقابل ۱۹.۳٪؛ OR =3.23؛2.61-4؛ P< .001) و اریتم (سرخی) پوست سر (OR =3.05؛ 2.34-3.99؛ P< .001) را گزارش کنند.
به گفتۀ دکتر تائب، اکثر موارد ریزش مو در این مطالعه با خارش، قرمزی یا پوستهپوسته شدن پوست سر همراه بود؛ این موضوع سرنخی مهم برای علت وقوع ریزش مو در این گروه است. دکتر تائب اظهار داشت: «توضیح کلاسیک مبنی بر تلوژن افلوویوم (Telogen effluvium) پس از کاهش وزن سریع، پیشبینیکننده التهاب پوست سر نیست. بنابراین، فرضیه ما این است که علاوه بر ریزش موی مرتبط با کاهش وزن، یک مؤلفه التهابی نیز در این فرآیند دخیل است. التهاب پوست سر، بیش از آنکه استثنا باشد، یک قاعده بود؛ موضوعی که پزشکان در حال حاضر آن را بررسی نمیکنند، اما احتمالاً قابل درمان است.»
انتقال پیام آگاهی بهجای هراس:
با توجه به اینکه آگونیستهای گیرنده GLP-1بهطور فزایندهای برای جمعیت بزرگی تجویز میشوند، متخصصان پوست در مراقبتهای مداوم این بیماران نقش خواهند داشت. دکتر تائب توصیه کرد: «پیش از شروع آگونیست گیرنده GLP-1و در طول دوره پیگیری، درباره وضعیت مو، پوست سر و ناخنها از بیمار سؤال کنید و آنها را معاینه نمایید. به دنبال عوامل قابلدرمان از جمله بیماریهای پوستی پیشزمینه و کمبودهای تغذیهای باشید و به خاطر داشته باشید که لزوماً هر اتفاقی که در حین درمان با GLP-1رخ میدهد، مستقیماً ناشی از خودِ درمان نیست.»
به گفتۀ دکتر تائب، ریزش مو و تغییرات ناخن ممکن است بیماران را به قطع خودسرانه درمان با GLP-1ترغیب کند. پزشکان باید آنها را تشویق کنند که رژیمهای درمانی تجویز شده را ادامه دهند و به متخصص پوست مراجعه کنند.
دکتر تائب در پایان گفت: «پیامی که میخواهیم منتقل کنیم، ایجاد آگاهی است نه هراس: این تغییرات شایع و معمولاً خوشخیم هستند و دلیلی برای قطع خودسرانه درمان محسوب نمیشوند. هر فردی که متوجه این تغییرات شد، باید آن را به پزشک خود اطلاع دهد. گام بعدی، انجام پژوهشهای آیندهنگر با پیگیری بیماران از ابتدای درمان، همراه با معاینات استاندارد درماتولوژیک و پایشهای بیولوژیک است تا مشخص شود این تغییرات چه زمانی ایجاد میشوند، چرا رخ میدهند و آیا برگشتپذیر هستند یا خیر.»
منبع:
https://www.healio.com/news/dermatology/20261002/glp1-use-associated-with-nail-detachment-hair-loss